تبليغاتX
در شبان غم تنهایی خویش. . .
آمده ام که سر نهم . . . عشق ترا به سر برم . . .

هوالاول

   به نام تو و تنها تو !

سال نو مبارک ! ( همراه با همه خوبی های دنیا)

بیست و چهار سال پیش مثل امروزی در کشاکش انتخاب بودم. . .  نمی دانم  دلم بیشتر به کدامین سمت بوده! به سمت زهدان یا دنیای بزرگتر از تصورم و با هزاران ناآگاهی از آن دنیا !

بیست و چهار سال پیش پروردگار حکیم -نمی دانم به چه دلیل،اما برخواسته از حکمت- به من نعمت زندگی و فرصت درک کردن داد با آفرینش من به صورت و شمایل انسان! نه فرشته که از عشق هیچ نداند و نه حیوان که درکش جز به امور پست و مادی بالاتر نرود! یک انسان! بیست و چهار سال پیش با پاکترین دل و روح و جسم به زمین آدم برای انجام کاری... اما همه کار انجام دادم جز آنی که مسئولیتم بود!

خوب من ! گذشته ها گذشته برای تو ، تو توانایی به نادیده گرفتن بیست و چهار هزار سال چه رسد به بیست و چهار سال !

مهربانم از تو می خواهم  امشب ساعت ۱۱:۳۰ دوباره مرا متولد کنی . . . با همان پاکی و به دور از سیاهی هایی که من مسببش بودم به دور از بار طاقت فرسای ناسپاسی و زشتی هایم ، متولدم کنی و من از همان ابتدا به یگانگی تو و رسالت پیامبر رحمتت و حقانیت مولا علی شهادت بدهم و مسلمان شوم! یک انسان یک مسلمان ! و ذره ذره وجودم به وجود دنیایی برتر از این دنیا و حیاتی برتر از این حیات ایمان آورد...

 کلامی قابل تامل از پیر هرات ( خواجه عبدالله انصاری )

بدان ای عزیز که زندگانی بر مرگ وقتی ترجیح دارد که این ده چیز نگاهداری :

اول با حق سبحانه و تعالی به صدق ،  دوم با خلق به انصاف ، سوم با نفس به قهر ، چهارم با مهتران به عزت ،پنجم با کهتران به شفقت ، ششم با دوستان به نصیحت ، هفتم با دشمنان به مروت ، هشتم با عالمان به تواضع نهم با درویشان به سخاوت دهم با جاهلان به خاموشی

 

نوشته شده توسط ماه منیر در ساعت 3:16 بعد از ظهر | لینک  |